به مناسبت ترک اداره کل انتشارات و اطلاع رسانی

این سه عامل دائماٌ همچون مکانیزم جوش هسته ای ، بهم انرژی داده و باعث بقاء و بالندگی یکدیگر و در نتیجه بقا و بالندگی موضوع تولید شوند . البته از بین این سه عامل ،‌تقاضا و مصرف از ضریب وزنی بیشتری برخوردار است . همانطوریکه می دانیم بازار نشر نیز از این قاعده مستثنی نیست ، ناشر تولید می کند ، پخشی ، توزیع می کند و مردم باید بخرند و بخوانند و به این وسیله قسمتی مهم از فرایند رشد فرهنگی کشور اتفاق بیفتد . در کشور ما ، اما وزن اصلی روی تولید کتاب است و اتقاقاٌ این عامل ، از عوامل دیگر جلوتر و بعبارتی دو عامل دیگر از این عامل عقب تر هستند.

همه دست اندرکاران ، اعم از نویسندگان ، دستگاههای فرهنگی مسئول ، صاحبنظران ، اساتید و علما ، همه در تولید کتاب احساس مسئولیت می کنند. و برای جامعه فرهنگی ، تولید محتوا می کنند- البته اینکه چه میزان از این تولید محتوا منطبق با نیاز مخاطبین است جای تامل دارد -که در خودش محترم و متین و لازم است ولی با یک نگاه کلی تر ، در می یابیم که بسیاری از این محتواها در قالب کتاب در انبارها جای می گیرند .در مرحله عرضه نیز باید ریزه کاری هایی پیش بینی شود.

در عرضه ، اولین عنصر موفقیت زا ، یافتن جامعه هدف کتاب و افرادی که به مطالب تولید شده نیازمندند هست . که در این مرحله با عنایت به آسیب های مرحله اول که مهمترین آن عدم نیازسنجی در تولید می باشد ، بطور طبیعی مخاطبان تعریف شده ای وجود ندارند لذا عرضه بطور غیر قابل کنترل و غیر هدفمند انجام و زمینه ایجاد مافیای توزیع مهیا می شود که امروز گرفتار آنیم .

از طرفی حتی اگر فرض کنیم که تولید برمبنای نیازسنجی انجام شده باشد و عرضه و توزیع نیز هدفمند گردد حلقه سوم یعنی مصرف ، در کشور ما دچار مشکل اساسی است. معروف است که فرهنگ جامعه ایرانی بیشتر شفاهی است تا کتبی ، آحاد جامعه علاقمندند ساعتها گفتگوهای بین اثنینی داشته باشند ولی دقایقی حاضر به نوشتن یا خواندن نیستند بررسی تاریخ کشور ما متاسفانه این حقیقت را تایید می کند .علم  در کشور عزیز و کهن ما تولید می شود ولی بعلت عدم ثبت و نگارش آن ، با صاحبش به زیر خاک می رود . یک مثال بارز آن شاهکار مهندسی پدیده « منارجنبان اصفهان »است که اگر مبانی علمی آن بصورت کتاب یا کتابچه ای مکتوب می شد امروز جهانیان از این علم منحصر بفرد سود می بردند و بر دانش و بشری افزوده می شد ، درحالیکه حتی تعدادی از دانشمندان بیگانه برای کشف حقایق علمی آن ، تلاش کردند ولی نه تنها نتوانستند به علم بکار رفته دست یابند بلکه موجب آسیب رساندن به این پدیده نادر شدند.

بنابراین شفاهی بودن فرهنگ ایرانی ما و عدم علاقه به نگارش و مطالعه یکی از موانع اصلی عدم توفیق جدی در ترویج کتاب و کتابخوانی در کشور عزیزمان تلقی می شود . و تا زمانی که فرهنگ مطالعه و خواندن در آحاد مردم جامعه جاری نشود امید بستن به توفیق در جهت رونق واقعی حوزه نشر آب در هاون کوبیدن است .

کوتاه سخن آنکه در چرخه نشر به قاعده ، باید براساس نیاز سنجی و تشخیص خلاءها ، تولید انجام شود و بر اساس کانونهای حضور جامعه هدف که قبلا شناسائی و مبنای نیاز سنجی بوده اند توزیع و عرضه صورت پذیرد ولی این دو هر چند لازمند ولی کافی نیستند و به زعم نگارنده ، حلقه مفقوده این چرخه که از ضریب وزنی بسیار بالائی نیز برخوردار است ، همانا تغییر ذائقه مردم از فرهنگ شفاهی به مکتوب است که در این میان رسانه ملی ، وظیفه بزرگ و اساسی را بعهده دارد و حتی می توان گفت که فضاهای مجازی نیز برای اینکار قابل مدیریت کردن هستند .

پیشنهاد مشخص نگارنده به مجمع ناشران انقلاب اسلامی ، ضمن توجه به منویات مقام معظم رهبری ( دام ظله ) ، تمرکز جدی بر فرهنگ سازی برای این تغییر ذائقه است چرا که تجربه نشان داده اگر دغدغه های موجود ، از طریق تشکل یا تشکل هایی مسئول بطور جدی پیگیری شود بخش زیادی از آنها برطرف خواهد شد. بخصوص که مجمع ناشران ظرفیت های مهمی را در پشت سر خود دارد و می تواند با استفاده از این ظرفیت ها ، عوامل محوری همچون صدا و سیما را در جهت این فرهنگ سازی تحت فشار مثبت و مفید قرار دهد.

امید است با ورود مفید و اثربخش حلقه سوم در چرخه نشر در آینده زمینه بالندگی فرهنگ کشور مهیا و شاهد رفع یکی از دغدغه های مهم رهبر فرزانه انقلاب باشیم .

فقیه  -  عضوهیات مدیره مجمع ناشران انقلاب اسلامی

اسفند ماه 1393

                                                          

 

 

  

/ 0 نظر / 46 بازدید